تبليغاتX
بنام تنهاامیدلحظه های تنهاییم...

بنام تنهاامیدلحظه های تنهاییم...

تورفتی بی آنکه به فکرغربت چشمان من باشی...

سلام ...

حال وهوای این روزام عروسکیه...

نه می خندم...نه شکایت میکنم...

نه گریه می کنم...

فقط سکــــــــوت میکنم...

تاکسی ندونه تودل خراب شده ام چی میگذره!!!

وحتی این سکــــــــــــــــوتم تسکینم نمیده!!!

ازت ممنونم خدایا!!!

ممنونم که سهم دل من ازتمام دلخوشیهای دنیا اینه که

یاباید بشکـــــــــــــــــنه یا تنــــــــــــــــــگ بشه!!!

منم باید یادبگیرم که ستاره ها مسافرن

شبهاتوقصـــه ها میان ،بخوان نخوان بایدبرن!!!

+سلام به همه ی دوستا ی گلم ممنون بابت اونایی که اومدن وحالمو پرسیدن نظر همتونو خوندم

فداتون شم توپه توپم امتحانا هم دیگه داره شروع میشه ی مدت کمتر میام .دلم واستون تنگ میشه.

واسم دعا کنید امتحانامو خوب بدم.قربونتون فعلا

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 11:38 توسط ساحل |


این دنیا...

سلام به دوستای گلم  نمیدونم درچه حالی هستین ولی امیدوارم خوب وعالی باشین وشاد

هیچ غمی تودلتون نباشه البته بعضی وقتا غم چاشنی دلتون باشه عیبی نداره ها..

.بیشتربه اون بالایی نزدیک میشین...

اومدم فقط بگم واسم دعا کنید حالم ی ذره بده خدا میدونه الان با چه وضعی پشت سیستم نشستم

چون کاملا تو حال خودم نیستم اونقدر آمپول وسرم زدن فقط تو خوابم آزمایشم پشت آزمایش ...

(نمیدونم خدا جون شکرت به این حالم...هرچی بدی قبولمه)

قدر اون نفسهایی که به راحتی میکشین روبدونین...منکه الان تموم نفسهامو حس میکنم یعنی کاملا

میشمارم...امیدوارم نفسهاتون مثل نفسهای من نباشه...

دیگه دیدم دارم میترکم گفتم بیام اینجا خودمو خالی کنم...

بازم میگم خداجون امیدوارم اخه میگن هرکسی روبیشتردوست داشته باشی

بیشتر اذیتش میکنی منم یعنی بیشتر دوست داری؟امیدوارم خداجون ن ن ن ن ن....

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ساعت 11:35 توسط ساحل |


آدمک کوکی...


ای آدمک کوکی
صبح شد که بیدار شی
مثل همه عمرت
تکرار شی و تکرار شی


صبح ولی انگار نیست
تو توی شب تردید
بین شب و روز تو
انگار که نیست فرقی

شب هات مثل روزاته
روزات همگی تکرار
از دست همه سیری
از دست خودت بیزار

پرواز واسه تو مرده
تو اوج نمی گیری
بُردی همه رو از یاد
از یاد همه میری

تا فرصت هنوزم هست
برگرد به خودت، برگرد...
نو شو، که این تکرار
از تو، تو رو دورت کرد...


بسه اگه تا امروز
تکرار تو رو داد بر باد
فردا رو بساز از نو
دیروز رو ببر از یاد

تو لحظه تکراریت
تنها خودتی همرات
حسرت شده یار تو
"ای کاش" همه حرفات
!

با غصه نشو همدم
سنت شکن خود باش
آزادترین فردی
وقتی که نگی "ای کاش" !!!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391 ساعت 17:51 توسط ساحل |


سال نو مبارک...

  

وقتی طنین یا مقلب القلوب،دلت رالرزاند...

وقتی آوای خوش یامدبرالیل رازمزمه کردی...

ویامحول الحولدگرگونت کرد...

برای ماهم بخوان ازان بخشنده...

پ.ن:وقتی دلتون لرزید لحظه ی سال تحویل واسه منم دعا کنید پیشاپیش سال نو مبارک

امیدورام سال خوبی داشته باشیدوسالی سرشارازموفقیت باشه براتون

وبه ارزوهای قلبیتون برسین...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ساعت 13:22 توسط ساحل |


عجب موجود سخت جانی است دل! هزار بار تنگ میشود ،

 می شکند ، می سوزد ، می میرد و بازهم برایت می تپد

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390 ساعت 1:2 توسط ساحل |


تكيه گاه من...

تنها تكيه گاه من جهانم بي تو(الف) ندارد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت 13:30 توسط ساحل |


ته دلم...


می خواهم ازته دلم بخندم ولی مشکل اینجاست نمی دونم ته دلم کجاست...


خودم را راضی میکنم شایددلم خیلی بزرگ است که تهش معلوم نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390 ساعت 15:47 توسط ساحل |


یادت نیست...

 

تو یادت نیست ولی من خوب به خاطر دارم ...

که برای داشتنت دلی را به دریا زدم که ازآب واهمه داشت...

+ نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1390 ساعت 20:32 توسط ساحل |


دلم گرفته هم نفس...

    توآسمون دنیا هرکسی ستاره داره

   چراوقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ساعت 19:27 توسط ساحل |


بارانی...

با همه بی سروسامانی ام

بازبه دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

درپی ویران شدن انی ام

آمده ام ان لحظه طوفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم

آماده ام تاتربسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته زدریا شدم

تا که بگیری وبمیرانی ام

خوبترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام

حرف بزن ابر مرا پاره کن

دیرزمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست

تشنه ی یک صحبت طولانی ام

+ نوشته شده در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 12:30 توسط ساحل |


نیاباران...

نیاباران زمین جای قشنگی نیست

من از اهل زمينم 

 خوب ميدانم که گل در عقد زنبور است ...

ولي از يک طرف پروانه را هم دوست دارد

پ.ن:اینو یکی ازدوستام برای من نوشته بود منم گفتم بخاطرارزشی که برام داره بزارم تووبلاگم

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390 ساعت 14:22 توسط ساحل |


خون هرآن غزل که نگفتم بپای توست...

اینجا برای ازتو نوشتم هواکم است

دنیا برای ازتو نوشتن مراکم است

اکسیر من نه اینکه مراشعرتازه نیست

من ازتومی نویسم واین کیمیا کم است

دریاومن چه قدر شبیهیم گرچه باز

من سخت بیقرارم واوبی قرارنیست

با او چه خوب می شودازحال خویش گفت

دریا که ازاهالی این روزگارنیست

امشب ولی هوای جنون موج میزند

دریا سرش به هیچی سری سازگارنیست

ای کاش ازتوهیچ نمی گفتمش ببین

دریا هم این چنین که منم بردبار نیست

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ساعت 19:10 توسط ساحل |


سلام

سلام به همه دوستان خوب وگلم بالاخره امتحاناتم تموم شد وازامروز به طورفعال به دنیای

نت میام دلم برای همتون تنگ شده بود راستی قربون همتون برم فک نکنین بی معرفت بودم

 میومدم بلاگ همتون وازاین به بعد هم میام

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ساعت 15:29 توسط ساحل |


Bilmedin

Bir varsın bir yoksun
Bi bensin bir elsin
Nasıl bir bilmece
Kim bilir nerdesin
Bilmedin bilemedin
Senin için ben neyim
Nasıl bir bilinmezlik
Nasıl bir yerdeyim
Görmedin göremedin
İsteyince bulamadın
Nasıl bir çelişki bu
Anlamadım derdini
Söyle söyle senin derdin ne
Yok oldun gittin birden bire
Çözemedik hala ne zor bilmece
Ya çek git gelme ya da hiç gitme

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390 ساعت 11:31 توسط ساحل |


فقط واسه دلم...

فقط میخوام امروزواسه دلم بنویسم نه شعر نه جملات عاشقانه نه نثر نه داستان فقط واسه

دل خودم که به حجم فریادگرفته چی میشد بجای اینکه الان پشت کامپیوتر بشینم بالای کوه بودم

اونقدرداد میکشم که ازحال میرفتم شایدبا خودت بگی بروبابا اینم توهم میزنه ولی من این توهم ها

رو ترجیح میدم دلم ازبی مهری ها گرفته ازدل شکستن ها گرفته ازنامردی ها گرفته ...

آهای تو که الان باخودت میگی اینم حتما جزاون دخترهای شکست خورده ی عشقی هستش ولی

اینطور نیست نه عاشق شدم نه شکست خوردم چون به نظرم تو این دوروزمونه اصلا عشق

مفهومی نداره...نگوباخودت تند رفتم وتوعاشق پیشه تموم عیاری به ته فلبت نگاه کنی یه ناخالصی

هایی پیدا میکنی که ارزش عشق رو میاره پایین وتوعشقت خالص نیستی شاید هم واقعا عاشق

تموم عیارپیدابشه ولی فک کنم ۱۰٪بیشترنباشه .کاش چشمام مثل آسمون بودن تا موقع گرفتن

ببارن بی هیچ غروری بی هیچ اعتنایی چشای لعنتی ببارودلوازغم رها کن این غم چه موجودبدیه

 میاد سراغ ادم ها آهای موجودبد نمیخوام یارهمیشگی ام باشی گاه گاهی یادم کنی به خدا برام

 کافیه ای خدا که همیشه امیدم بودی ای خدا که همیشه یاورم بودی ای خدایی که همیشه فقط

بایاد توآروم میشم کمکم کن تویی تنها امیدم.تویی تنها امیدم امیدم امیدم...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ساعت 14:4 توسط ساحل |